شنگول ومنگول گرگ شدن... کوکب حوصله مهمونو نداره...
کبری تصمیم گرفته دماغشو عمل کنه...
روباه وکلاغ دستشون تویه کاسه س...
حسنک گوسفنداشو ول کرده تو یه شرکت آبدارچی شده...
آرش کمانگیرمعتاد شده...
شیرین خسرو وفرهاد رو پیچونده با دوست پسرش رفته اسکی...
رستم اسبش رو فروخته یه موتورخریده با اسفندیارمیرن کیف قاپی...
واقعا چی به سرایران وایرانی اومده ؟ ؟ ؟

برید... پشیمون نمی شید.![]()



گاهی وقتها چقدرساده عروسک می شویم...
نه لبخند می زنیم و نه شکایت می کنیم...
فقط احمقانه سکوت می کنیم!!!![]()
خیلی زود...
با (تا ابد) شروع شد...
وابد تبدیل شد به گاهی به هیچ وقت...
ومرا دوست داشته باش تبدیل شد به...
جایی هم (درقلبت)برای من درنظر بگیر...
خیلی زود... (شل سیلوراستاین)

این وبلاگ خودمه که توش فقط عکسه...
یه سربزنید ضررنمی کنید![]()
نظریادتون نره....![]()
http://1asirenimejoon.blogfa.com/ (متروکه)
بعضی ها شعرسپید می گن... ولی دلشون سیاهه...
بعضی ها شعرنو می گن... ولی فکرشون کهنه س...
بعضی ها ابتذال رو با روشن فکری اشتباه می گیرن...
بعضی ها به پُزمی گن پرستیژ...![]()
بعضی ها به درد آلبوم می خورن...
بعضی ها روباید قاب گرفت وبه دیوار زد...![]()
شما ازکدوم دسته اید؟؟!!!

وقتی با انگشت به طرف کسی اشاره میکنی و اون رو مسخره میکنی،
خوب که نگاه کنی سه تا انگشت دیگه به طرف خودته...![]()

دیوانگیات را جشن بگیر زیرا در این دنیا، جایی که تمام بشریت بیمار است...
عاقل شدن چنان است که به نظر دیوانه خواهی رسید ![]()
![]()
آدم ها در دو حالت همديگر راترك مي كنند:
اول اينكه احساس كنندكسي دوسشون نداره...
و دوم اينكه احساس كنند يكي خيلي دوسشون داره
(ويكتورهوگو)
سقف آرزوهايت را تا جايي بالا ببركه بتواني چراغي به آن نصب كني..





حاضر باشه تورو به همه دنیا نشون بده وبگه...
"این دنیای منه"![]()
![]()
از همه دوستان بابت لطفهايي كه نسبت به من داشتن ممنونم
وسال جديد و پيشاپيش به همتون تبريك ميگم و
... آرزوي بهترينهارو براي همتون دارم![]()
مي دونم اين چند وقته كوتاهي كردم ولي سعي مي كنم تو سال جديد جبران كنم
منم اينجا ميگم كه همه بدونن...
من سارا...متولد۲۲/۱۲/۶۷صادره از تهرانم.![]()
بازاگه مشكلي بود درخدمتم.
اومدم بگم ۲۲اسفند تولدمه...![]()
از همتون كادو مي خوام...
يادتون نره ها!!!!!!!
اینو تا آخرش بخونید خیلی قشنگه...
می دونی؟...
یه اتاق باشه گرمه گرم...روشن روشن...
تو باشی،من باشم... کف اتاق سنگ باشه،سنگ سفید...
تو بغلم کنی که نترسم..که سردم نشه..که نلرزم
اینجوری که تو تکیه دادی به دیوار..پاهاتو دراز کنی
منم آروم نشستم جلوت وبهت تکیه دادم...
با پاهات محکم منو گرفتی،دوتا دستاتم حلقه کردی...
بهت میگم چشماتو می بندی؟ میگی آره
بعد چشماتو می بندی.
بهت میگم برام قصه میگی تو گوشم؟ میگی آره.
بعد شروع می کنی آروم آروم تو گوشم قصه میگی...
یه عالمه قصه های طولانی و بلند که هیچوقت تموم نمی شه
می دونی؟
می خوام رگمو بزنم،رگ خودمو...مچ دست چپمو...یه حرکت سریع...
...یه ضربه عمیق... بلدی که؟!
ولی توکه نمی دونی می خوام رگمو بزنم،تو چشماتو بستی،
نمی دونی که این تیغ رو ازجیبم درمیارم،نمی بینی که سریع می برم..
نمی بینی که خون فواره می زنه رو سنگهای سفید،
نمی بینی که دستم می لرزه ولبمو گاز می گیرم که نگم آخ
که تو چشاتو باز نکنیو منو نبینی
تو داری قصه می گی...
من شلوارک پامه،دستمو می ذارم رو زانوم..
خون میاد از دستم میریزه رو زانوم واز زانوم میریزه رو سنگها
قشنگه مسیر حرکتش...
حیف که چشمات بسته اس و نمیتونی ببینی
تو بغلم کردی... می بینی که سرد شدم،محکمتر بغلم می کنی که گرم بشم،
می بینی که نامنظم نفس می کشم،تو دلت میگی آخی دوباره نفست گرفت...
می بینی هرچی محکمتر بغلم می کنی سردتر می شم...
می بینی دیگه نفس نمی کشم...
چشماتو باز می کنیو می بینی...
...من مردم
می دونی؟
من می ترسیدم خودمو بکشم...از سرد شدن،از تنهایی مردن
از خون دیدن... وقتی بغلم کردی دیگه نترسیدم
مردن خوب بود،آروم آروم
گریه نکن دیگه...من که نیستم چشماتو ببوسم،بگم خوشگل شدی...
بعدش تو همونجوری وسط گریه هات بخندی .گریه نکن دلم می شکنه
دل روح نازکه... (یه اسیر نیمه جون)
سلام بچه ها.
من فقط اومدم بگم دارم ديوونه ميشم ....
آخه كسي نيست كه واسش كادو بخرم يا اون واسه من بخره.![]()
ماماااااااااااااااااااااااان.....![]()
ولنتاينو به همه عاشقا تبريك ميگم.![]()

